غزل شمارهٔ 486
Toggle stanza 1بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
11
بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی
22
یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُل
تا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی
33
مرغان باغ، قافیهسنجند و بذلهگوی
تا خواجه مِی خورَد، به غزلهای پهلوی
44
جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُرد
زنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی
55
این قصّهٔ عجب شِنو از بختِ واژگون
ما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی
66
خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امن
کاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی
77
چَشمت، به غَمزه، خانهٔ مردم، خراب کرد
مَخموریـَت مَباد، که خوش مَست میرَوی
88
دهقان سالخورده، چه خوش گفت با پسر
کای نورِ چشمِ من! به جز از کِشته، نَدرَوی
99
ساقی، مگر وظیفهٔ حافظ، زیاده داد
کآشفته گَشت، طُرّهٔ دَستارِ مولوی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسروی
برداشت بلبل از چمن آهنگ پهلوی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 282
بگشای ساقیا به لب شط سر سبوی
وز خاطرم کدورت بغدادیان بشوی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 919
جز برتری ندانی، گویی که آتشی
جز راستی نجویی، مانا ترازوی
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 176
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 126
هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
لیکن تو گوش هوش نداری که بشنوی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 227
شاها مبشری ز بهشتم رسیده است
رضوان سریر و حوروش و سلسبیل موی
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 83

