Toggle stanza 1
تا به چشم تو سرمه ره کرده
1

تا به چشم تو سرمه ره کرده

خانه مردمان سیه کرده

2

سال تو چارده نکرده تمام

نام تو ماه چارده کرده

3

روی تو بهر خانه ویرانان

در شب تیره کار مه کرده

4

مهر رخسار عالم افروزت

چاک در جیب صبحگه کرده

5

عمر بس کس که در نظاره تو

رفته برباد تا نگه کرده

6

پادشاه سپاه حسن تویی

تا فلک عرض آن سپه کرده

7

عشق با چون تویی اگر گنه است

نه همین جامی این گنه کرده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور