Toggle stanza 1
چو حلقه دور افق بر من است تنگ شده
1

چو حلقه دور افق بر من است تنگ شده

که حلقه سر زلف توام ز چنگ شده

2

مجو عمارت دین از دلم که این خانه

خراب کرده آن چشم شوخ شنگ شده

3

چرا کشم پی مرهم خدنگت از دل ریش

که مرهم دل ریش من این خدنگ شده

4

دمیده گرد عذار تو خط بدان ماند

که شاه روم اسیر سپاه زنگ شده

5

ز لوح ساده نزد حرف آفتم از ره دل

هلاک جان من آن خط مشک رنگ شده

6

زلال چشمه لطفی عجب همی مانم

که تن چگونه ات از سیم و دل ز سنگ شده

7

قدم ز سختی راه طلب مکش جامی

که پای سعی درین سنگلاخ لنگ شده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور