غزل شمارهٔ 4
شاعر: جامی
Toggle stanza 1عاشقم اما نمی گویم کجا
11
عاشقم اما نمی گویم کجا
بیخودم لیکن نمی دانم چرا
22
بیخودم زان می که آن را نیست جام
عاشقم جایی که آنجا نیست جا
33
حبذا زان می که از یک جرعه ساخت
از وجود خویشتن فانی مرا
44
ساقیا یک جرعه دیگر ببخش
تا شوم فانی ز پندار فنا
55
چون ز پندار فنا فانی شوم
برزنم سر از گریبان بقا
66
عشق بازم با تو فارغ آمده
از خیال غیر و پندار سوا
77
بلکه من هم از میان بیرون روم
جامی آسا با تو بگذارم تو را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
سهل باشد بردن از کوری عصا
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 32
تا به شب ای عارف شیرین نوا
آن مایی آن مایی آن ما
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 170
دل چو دانه ، ما مثال آسیا
آسیا کی داند این گردش چرا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 181
در میان عاشقان عاقل مبا
خاصه در عشق چنین شیرین لقا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 182
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

