غزل شمارهٔ 4
Poet: Jami
Toggle stanza 1عاشقم اما نمی گویم کجا
عاشقم اما نمی گویم کجا
بیخودم لیکن نمی دانم چرا
بیخودم زان می که آن را نیست جام
عاشقم جایی که آنجا نیست جا
حبذا زان می که از یک جرعه ساخت
از وجود خویشتن فانی مرا
ساقیا یک جرعه دیگر ببخش
تا شوم فانی ز پندار فنا
چون ز پندار فنا فانی شوم
برزنم سر از گریبان بقا
عشق بازم با تو فارغ آمده
از خیال غیر و پندار سوا
بلکه من هم از میان بیرون روم
جامی آسا با تو بگذارم تو را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
سهل باشد بردن از کوری عصا
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 32
تا به شب ای عارف شیرین نوا
آن مایی آن مایی آن ما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 170
دل چو دانه ، ما مثال آسیا
آسیا کی داند این گردش چرا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 181
در میان عاشقان عاقل مبا
خاصه در عشق چنین شیرین لقا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 182
Sources
Persian text source: Ganjoor

