غزل شمارهٔ 418
Toggle stanza 1وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر میدمد
11
وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر میدمد
کشته آن غمزه را از خاک نشتر میدمد
22
میزند تیغ قدت در باغ با سرو سهی
بید را زان رو به جای برگ خنجر میدمد
33
کس نیابد بوی راحت از دل محنت کشم
آری آن ریحان ازین ویرانه کمتر میدمد
44
مردم چشمم خیال خواب چون بندد دگر
کز خیال آن مژه خارش ز بستر میدمد
55
کی شود پاک از گیاه غم مرا کشت امید
کِش ز یک جا میکَنَم صد جای دیگر میدمد
66
از فسون خوان شد فزون سوز من آن دمها که او
بر دل من میدمد گویی در اخگر میدمد
77
زنده شو جامی که جانبازان تیغ هجر را
از فروغ روی جانان صبح محشر میدمد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

