Toggle stanza 1
کسی کش نیست طاقت کز قبا پیراهنت بیند
1

کسی کش نیست طاقت کز قبا پیراهنت بیند

کجا تاب آورد کز پیرهن نازک تنت بیند

2

جفای تو همه با خویش خواهد عاشق بی دل

نمی خواهد که فردا دست کس در دامنت بیند

3

نبیند سر حسنت را کسی زینسان که من بینم

مگر چون مردم چشم من از چشم منت بیند

4

نیارد گشت گرد شمع رویت دل چو پروانه

ز بس پروانه جان عاشقان پیرامنت بیند

5

گر آهو شیوه چشم تو بیند از خدا خواهد

که خود را کشته پیش غمزه صید افکنت بیند

6

نیاید آشکارا خنده بر لب غنچه را دیگر

اگر دزدیده زیر لب تبسم کردنت بیند

7

به پای روزنت جامی چه آید بهر نظاره

چو نبود زهره آتش که سوی روزنت بیند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور