Toggle stanza 1
وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر می‌دمد
1

وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر می‌دمد

کشته آن غمزه را از خاک نشتر می‌دمد

2

می‌زند تیغ قدت در باغ با سرو سهی

بید را زان رو به جای برگ خنجر می‌دمد

3

کس نیابد بوی راحت از دل محنت کشم

آری آن ریحان ازین ویرانه کمتر می‌دمد

4

مردم چشمم خیال خواب چون بندد دگر

کز خیال آن مژه خارش ز بستر می‌دمد

5

کی شود پاک از گیاه غم مرا کشت امید

کِش ز یک جا می‌کَنَم صد جای دیگر می‌دمد

6

از فسون خوان شد فزون سوز من آن دم‌ها که او

بر دل من می‌دمد گویی در اخگر می‌دمد

7

زنده شو جامی که جانبازان تیغ هجر را

از فروغ روی جانان صبح محشر می‌دمد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 418 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood