غزل شمارهٔ 419
Toggle stanza 1اشکم از دیده چو بی آن رخ گلگون بچکد
11
اشکم از دیده چو بی آن رخ گلگون بچکد
لاله ها بردمد از خاک وز آن خون بچکد
22
جز گیاه غم و اندیشه لیلی ندمد
دانه اشک که از دیده مجنون بچکد
33
دارم از اشک جگرگون جگری غرقه به خون
خواه ماند به درون خواه ز بیرون بچکد
44
در درون مایه غم گردد اگر خانه کند
وز برون سبزه اندوه دمد چون بچکد
55
چون شود گرم ز رخسار تو هنگامه حسن
خوی خجلت ز جبین مه گردون بچکد
66
به خیال در دندان تو گریم چه عجب
که ز نوک مژه ام لؤلؤ مکنون بچکد
77
خونبها چیست چو آن غمزه کشد جامی را
قطره می که تو را از لب میگون بچکد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

