غزل شمارهٔ 193
Toggle stanza 1به بزم وصل ما و من نگنجد
11
به بزم وصل ما و من نگنجد
همه جان شو که آنجا تن نگنجد
22
میان عاشق و معشوق تنگ است
چنان صحبت که پیراهن نگنجد
33
دل تنگم چه جای محمل عشق
شتر در چشمه سوزن نگنجد
44
ز داغت دل چنان پر لاله باغیست
که در وی سوری و سوسن نگنجد
55
ز لعلت دمبدم چندان در اشک
فروریزم که در دامن نگنجد
66
ز دود دل چنان شد خانه ام پر
که نور ماه در روزن نگنجد
77
خیالش را مکن جامی به دل جای
بساط شاه در گلخن نگنجد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

