Toggle stanza 1
به بزم وصل ما و من نگنجد
1

به بزم وصل ما و من نگنجد

همه جان شو که آنجا تن نگنجد

2

میان عاشق و معشوق تنگ است

چنان صحبت که پیراهن نگنجد

3

دل تنگم چه جای محمل عشق

شتر در چشمه سوزن نگنجد

4

ز داغت دل چنان پر لاله باغیست

که در وی سوری و سوسن نگنجد

5

ز لعلت دمبدم چندان در اشک

فروریزم که در دامن نگنجد

6

ز دود دل چنان شد خانه ام پر

که نور ماه در روزن نگنجد

7

خیالش را مکن جامی به دل جای

بساط شاه در گلخن نگنجد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور