غزل شمارهٔ 192
Toggle stanza 1تا صبا طره شبرنگ تو را برهم زد
11
تا صبا طره شبرنگ تو را برهم زد
روزگار دل آسوده ما برهم زد
22
شاخهای گل و نسرین چو بخوبی کردند
با تو دعوی همه را باد صبا برهم زد
33
درد ما را نشد امید دوا گرچه طبیب
دفتر خویش بسی بهر دوا برهم زد
44
چشم سیار جهان مثل ندیدت هر چند
نسخه چهره گشایان خطا برهم زد
55
صد سبب ساخته بودیم پی وصل تولیک
هرچه ما ساخته بودیم قضا برهم زد
66
بر صف دردکشان محتسب شهر گذشت
سلک جمعیت ارباب صفا برهم زد
77
جامی آن سرو جز اوصاف رخ خویش نیافت
گرچه صد ره چو گل اوراق مرا برهم زد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

