غزل شمارهٔ 140
Toggle stanza 1عاشقان از خطت چو یاد کنند
11
عاشقان از خطت چو یاد کنند
از سویدای دل مداد کنند
22
نامه شوق او به کلک مژه
بر بیاض بصر سواد کنند
33
مرده را جان مده ز لب که مباد
از بشر بیشت اعتقاد کنند
44
جان و دل بی تو روی در عدم اند
روی بنما که خیر باد کنند
55
سایلان سرشک گر مروم
جز به کویت کی ایستاد کنند
66
عهد تو سست و وعده ات نه درست
بر تو مردم چه اعتماد کنند
77
هرگز اهل نظر نبینندت
که نه آغاز «ان یکاد» کنند
88
چون رسی خوی کنان به باغ سزد
که به گل همدمانت باد کنند
99
جامیان سرشدی به علم نظر
شاید ار نامت اوستاد کنند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

