غزل شمارهٔ 278

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یزد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزد
1

چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزد

هزار فتنه ز هر گوشه ای برانگیزد

2

به خون غیر دریغ است تیغش آلوده

مباد آنکه به جز خون عاشقان ریزد

3

میان صیدگهش زارم اوفتاده مگر

طفیل صید به فتراک خویشم آویزد

4

چنین که بخت بد و یار نیک خصم منند

ز چنگ غصه دل من چگونه بگریزد

5

گهی که یار دهد کام بخت نگذارد

گهی که بخت شود رام یار بستیزد

6

فلک ز جام طرب جرعه ای به من ندهد

که از نخست به زهر غمش نیامیزد

7

اگر چه دعوی تقوی همی کند جامی

به دور لعل تو مشکل ز باده پرهیزد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور