غزل شمارهٔ 278
شاعر: جامی
Toggle stanza 1چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزد
11
چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزد
هزار فتنه ز هر گوشه ای برانگیزد
22
به خون غیر دریغ است تیغش آلوده
مباد آنکه به جز خون عاشقان ریزد
33
میان صیدگهش زارم اوفتاده مگر
طفیل صید به فتراک خویشم آویزد
44
چنین که بخت بد و یار نیک خصم منند
ز چنگ غصه دل من چگونه بگریزد
55
گهی که یار دهد کام بخت نگذارد
گهی که بخت شود رام یار بستیزد
66
فلک ز جام طرب جرعه ای به من ندهد
که از نخست به زهر غمش نیامیزد
77
اگر چه دعوی تقوی همی کند جامی
به دور لعل تو مشکل ز باده پرهیزد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

