Toggle stanza 1
بی تو شبم را اثر روز نیست
1

بی تو شبم را اثر روز نیست

شمع شبم انجمن افروز نیست

2

جز خط فیروزه تو بر دو لب

بر صف جانها شده فیروز نیست

3

وعده لطفت ز ازل آمده ست

قاعده این کرم امروز نیست

4

مصلحت آموزی رسوای عشق

مصلحت مصلحت آموز نیست

5

شب نجهد همچو شهاب از دلم

ناوک آهی که فلک دوز نیست

6

صید کمند تو نخواهد نجات

مرد بلا عافیت اندوز نیست

7

گفته جامی همه سوز است و درد

جان فسرد هرچه دراو سوز نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور