غزل شمارهٔ 76
Toggle stanza 1زبان در دهان ترجمان دل است
11
زبان در دهان ترجمان دل است
سخن بر زبان از زبان دل است
22
جهان وانچه می بینی اندر جهان
گم اندر فضای جهان دل است
33
قلم هرچه بر لوح هستی نوشت
یکی نکته از داستان دل است
44
خدنگی که از قبضه ما رمیت
رسد بر نشان از کمان دل است
55
غذایی که از عند ربی ابیت
خورد جان عارف ز خوان دل است
66
فراوان فواکه که از قطع و منع
مبراست از بوستان دل است
77
کلام تو وحی است جامی بلند
که نازل شده ز آسمان دل است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

