غزل شمارهٔ 74

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارهچیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
این همه خونخواریم زان نرگس خونخواره چیست
1

این همه خونخواریم زان نرگس خونخواره چیست

چون نخواهد یار جز خونخواری من چاره چیست

2

گرنه برمن دست برده هجر زور آورده است

در درونم جان و در بیرون گریبان پاره چیست

3

ایستادن را نمی داند سرشکم ای حکیم

در بیان طالع من حکم این سیاره چیست

4

گر نمی خواهد شکست جام عیش عاشقان

در بر سیمین او دل همچو سنگ خاره چیست

5

گرنه باغش زآب می امروز در نشو و نماست

هر دمش از نوگلی بشکفته بر رخساره چیست

6

رنج من خواهد فلک ور نی جدا زان مه مرا

عیش ناهموار با این محنت همواره چیست

7

هرکه باشد در جهان میرد همین یک بار و بس

بی رخ جانان مرا این مردن صدباره چیست

8

خط قرب و دولت تشریف خاصان را بود

بهره عام از جمال شاه جز نظاره چیست

9

جامی از هول رقیب آورد رو در راه هجر

تا درین هایل بیابان حال این آواره چیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور