غزل شمارهٔ 444

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
1

گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر

دل صد پیر و جوان هست به عشق تو اسیر

2

هدف تیر خودم ساز که باری به طفیل

به من افتد نظرت چون نگری از پی تیر

3

رهزن اهل طریقت شدی ای تازه جوان

وای ما گرنه مددگار بود همت پیر

4

گر کنم بر سر کوی تو ز خارا بستر

زیر پهلوی من آن نرم تر آید ز حریر

5

جذبه عشق توام طور خرد بر هم زد

گر کنم بی خودیی بر من دیوانه مگیر

6

چند گریم ز غمت آه کزین رشحه درد

نتوان نقش جفا شستنت از لوح ضمیر

7

جامی آمد به سر کوی تو جان بر کف دست

گرچه این تحفه بود پیش سگان تو حقیر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور