شمارهٔ 64
شاعر: رودکی
Toggle stanza 1چاکرانت به گه رزم چو خیاطانند
11
چاکرانت به گه رزم چو خیاطانند
گرچه خیاط نیَند، ای مَلک کشور گیر
22
به گزِ نیزه قد خصم تو میپیمایند
تا ببُرّند به شمشیر و بدوزند به تیر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
زد سحر طایر قدس ز سر سدره صفیر
که درین دامگه حادثه آرام مگیر
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 443
گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
دل صد پیر و جوان هست به عشق تو اسیر
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 444
صنما این چه گمانست فرودست حقیر
تا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1090
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 309
نشود پیش دو خورشید و دو مه تاری تیر
گر برد ذرهای از خاطر مختاری تیر
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 84 - در مدح ابوعمر عثمان مختاری شاعر غزنوی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

