غزل شمارهٔ 444
Poet: Jami
Toggle stanza 1گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
دل صد پیر و جوان هست به عشق تو اسیر
هدف تیر خودم ساز که باری به طفیل
به من افتد نظرت چون نگری از پی تیر
رهزن اهل طریقت شدی ای تازه جوان
وای ما گرنه مددگار بود همت پیر
گر کنم بر سر کوی تو ز خارا بستر
زیر پهلوی من آن نرم تر آید ز حریر
جذبه عشق توام طور خرد بر هم زد
گر کنم بی خودیی بر من دیوانه مگیر
چند گریم ز غمت آه کزین رشحه درد
نتوان نقش جفا شستنت از لوح ضمیر
جامی آمد به سر کوی تو جان بر کف دست
گرچه این تحفه بود پیش سگان تو حقیر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چاکرانت به گه رزم چو خیاطانند
گرچه خیاط نیَند، ای مَلک کشور گیر
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 64
صنما این چه گمانست فرودست حقیر
تا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1090
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 309
نشود پیش دو خورشید و دو مه تاری تیر
گر برد ذرهای از خاطر مختاری تیر
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 84 - در مدح ابوعمر عثمان مختاری شاعر غزنوی
زد سحر طایر قدس ز سر سدره صفیر
که درین دامگه حادثه آرام مگیر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 443
Sources
Persian text source: Ganjoor

