شمارهٔ 3

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
جامی آمد درین سرای نبرد
1

جامی آمد درین سرای نبرد

دولت مرد عقل مادرزاد

2

وگر آن نیز نیست شیوه ادبی

کرده حاصل ز خدمت استاد

3

وگر آن نیز نیست سیم و زری

که شود پرده پوش شر و فساد

4

وگر آن نیز نیست حادثه ای

که کند نخل عمرش از بنیاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تنگی آورده خانهٔ صیاد

یک دو چاک قفس‌کنید زیاد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 910

شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 26

شاهدی بین که در زمانه بزاد

بت و بتخانه را به باد بداد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 979

جان من! جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 154

هر که دندان به خویشتن بنهاد

خیر دیگر به کس نخواهد داد

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 35

خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بی‌فایده خواندن.

گر تضرع کنی و گر فریاد

سعدیگلستانباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 18

بی‌طمع باش اگر همی خواهی

تا نیفتی ز پایهٔ امجاد

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 43

گرچه شمشیر حیدر کرار

کافران کشت و قلعه‌ها بگشاد

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 45

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور