غزل شمارهٔ 979

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
شاهدی بین که در زمانه بزاد
1
شاهدی بین که در زمانه بزاد
بت و بتخانه را به باد بداد
2
شاهدانی که در جهان سمرند
کس از ایشان دگر نیارد یاد
3
از رخ ماه او چو ابر گشود
هفت گردون ز همدگر بگشاد
4
همچو مهتاب شاخ شاخ آن نور
سوی هر روزنی درون افتاد
5
تابشش چون بتافت بیشترک
جان‌ها را بخورد از بنیاد
6
جان‌ها ذره ذره رقصان گشت
پیش خورشید جان‌ها دلشاد
7
همچو پرواز شمس تبریزی
جمله پران که هر چه بادا باد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تنگی آورده خانهٔ صیاد

یک دو چاک قفس‌کنید زیاد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 910

جامی آمد درین سرای نبرد

دولت مرد عقل مادرزاد

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 3

شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 26

جان من! جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 154

هر که دندان به خویشتن بنهاد

خیر دیگر به کس نخواهد داد

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 35

خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بی‌فایده خواندن.

گر تضرع کنی و گر فریاد

سعدیگلستانباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 18

بی‌طمع باش اگر همی خواهی

تا نیفتی ز پایهٔ امجاد

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 43

گرچه شمشیر حیدر کرار

کافران کشت و قلعه‌ها بگشاد

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 45

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور