Toggle stanza 1
دل قدت را بلاست می‌گوید
1

دل قدت را بلاست می‌گوید

کج نگویم که راست می‌گوید

2

هرکه را دیده شد غبار درت

دیده را توتیاست می‌گوید

3

درد خود بی‌تو هرکه را گفتم

درد تو بی‌دواست می‌گوید

4

لب تو خط فزود می‌گویم

لب من جان‌فزاست می‌گوید

5

تیر من گفت در دلت حیف است

آنچه در دل مراست می‌گوید

6

قتل من کار توست می‌گویم

قتل تو عار ماست می‌گوید

7

هست هر مو ز زلف او عمری

جامی این عمرهاست می‌گوید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور