Toggle stanza 1
هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست
1

هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست

روی در سجده محراب دو ابروی تو نیست

2

هرکه بر طرف بناگوش تو آن طره بدید

گفت نقد دو جهان قیمت یک موی تو نیست

3

تو به هرجا که چنین جلوه کنان می گذری

نظری نیست که از هر طرفی سوی تو نیست

4

زانچه در وصف قد سدره و طوبی گویند

نکته ای نیست که در قامت دلجوی تو نیست

5

گو مده دامن گل را به کفم باد صبا

چه کنم پیرهنی را که در او بوی تو نیست

6

گرچه صد مانعم از دولت دیدار توهست

هیچ مانع بتر از نازکی خوی تو نیست

7

گشته هر موی زبانی به دعا جامی را

بر تنش نیست زبانی که دعاگوی تو نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور