غزل شمارهٔ 113
Toggle stanza 1هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست
11
هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست
روی در سجده محراب دو ابروی تو نیست
22
هرکه بر طرف بناگوش تو آن طره بدید
گفت نقد دو جهان قیمت یک موی تو نیست
33
تو به هرجا که چنین جلوه کنان می گذری
نظری نیست که از هر طرفی سوی تو نیست
44
زانچه در وصف قد سدره و طوبی گویند
نکته ای نیست که در قامت دلجوی تو نیست
55
گو مده دامن گل را به کفم باد صبا
چه کنم پیرهنی را که در او بوی تو نیست
66
گرچه صد مانعم از دولت دیدار توهست
هیچ مانع بتر از نازکی خوی تو نیست
77
گشته هر موی زبانی به دعا جامی را
بر تنش نیست زبانی که دعاگوی تو نیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

