غزل شمارهٔ 30

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: شت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چو عشق بر دوجهان حرف اتحاد نوشت
1

چو عشق بر دوجهان حرف اتحاد نوشت

چه فرق از حرم کعبه تا حریم کنشت

2

بر این صحیفه مکش خط اعتراض که نیست

بجز نگاشته یک قلم چه خوب و چه زشت

3

ز پیر میکده جو وقت خوش که نتوان یافت

جز از روایح انفاس او نسیم بهشت

4

پی بهشت ز می توبه کی کنم که بس است

بهشت من سر کوی بتان حور سرشت

5

مربعم به سر خم نشسته خواهی یافت

ز خاک قالب من چون زمانه سازد خشت

6

به دام عجز درافکند شیر مردان را

عجوز دهر ز بس رشته های حیله که رشت

7

نبرده رنج طلب جامیا وصال مجوی

نگشت صاحب خرمن کسی که تخم نکشت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور