غزل شمارهٔ 338
Toggle stanza 1بی رخت چون به چمن راه کنم
11
بی رخت چون به چمن راه کنم
سوی گل بنگرم و آه کنم
22
شرح حالم چو غم آرد حاشا
که ز حال خودت آگاه کنم
33
قصه هجر دراز و تو ملول
ادب آنست که کوتاه کنم
44
کفش زن از سر خواری به سرم
تا کلاه شرف و جاه کنم
55
قصد من روی تو باشد هرجا
ذکر مهر و صفت ماه کنم
66
هر شبی تا سر کویت جان را
همره آه سحرگاه کنم
77
گر دلت مردن جامی خواهد
کار بر موجب دلخواه کنم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

