شمارهٔ 85
Toggle stanza 1رفت آنکه به قبله بتان روی آرم
رفت آنکه به قبله بتان روی آرم
حرف غمشان به لوح دل بنگارم
آهنگ جمال جاودانی دارم
حسنی که نه جاودان ازان بیزارم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بیکار شدم ای غم عشقت کارم
در بیکاری تخم وفا میکارم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1185
دوش آمده بود از سر لطفی یارم
شب را گفتم فاش مکن اسرارم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1232
عشق است صبوح و من بدو بیدارم
عشق است بهار و من بدو گلزارم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1263
گوئیکه به تن دور و به دل با یارم
زنهار مپندار که من دل دارم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1299
من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم
من خاک در محمد مختارم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1330
بر غوشبک و قیربک و سالارم
با نصرت و با همّت و با اظهارم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1372
شبهای دراز بیشتر بیدارم
نزدیک سحر روی به بالین آرم
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 97
گل گفت: که گه زخم زند صد خارم
گه باد به خاک ره فشاند خوارم
عطارمختارنامهباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 21
با گل گفتم: چو چشم آن میدارم
کز خندهٔ تو گشاده گردد کارم
عطارمختارنامهباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 50
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

