غزل شمارهٔ 486
Toggle stanza 1بیمار تو شدم به عیادت نیامدی
11
بیمار تو شدم به عیادت نیامدی
سوی مرید خود به ارادت نیامدی
22
رنجوریم فزود چو در پرسشم قدم
رنجه نکردی و به عیادت نیامدی
33
گویند در ثواب عیادت عبادت است
قصد ثواب را به عیادت نیامدی
44
از بخت نامساعد من ای همای قدس
برمن فکنده ظل سعادت نیامدی
55
هرگز به حسن ماه نسنجید خویش را
کز وی چو آفتاب زیادت نیامدی
66
عاشق کشی به تیغ جفا عادت تو بود
با ما چه شد که بر سر عادت نیامدی
77
جامی به شهد و شیر چو هر بوالهوس نمیر
گر تیغ عشق اهل شهادت نیامدی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

