غزل شمارهٔ 96
شاعر: جامی
Toggle stanza 1رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد
11
رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد
درین معامله یارب خدا جزات دهد
22
ز کامبخشی لطفت امید می دارم
که کام جان من از لعل جانفزات دهد
33
گهی که جلوه کنی ترسد از خراش مژه
وگرنه عاشق بیدل به دیده جات دهد
44
ز خط لب چه نویسی برات بر جانها
که دید روی تو را کو نه جان برات دهد
55
چو دروفات کنم گریه هر گلی که دمد
ز آب دیده من نکهت وفات دهد
66
به ترهات کشد راه سالک آخر کار
اگرنه دست ارادت به طره هات دهد
77
بیفت کشته او جامیا بود که لبش
به جرعه ای چو شوی خاک خونبهات دهد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

