Toggle stanza 1
لبت دل دزد و من از وی شکر دزد
1

لبت دل دزد و من از وی شکر دزد

کم افتاده ست ازینسان دزد بر دزد

2

ز چشمم شست چشمت سرمه خواب

به عیاری برد کحل از بصر دزد

3

تنت را بنگرم دزدیده زانسان

که بر سیم کسان دوزد نظر دزد

4

اگر دزدیده ات بینم مکن عیب

که دزدی را نداند جز هنر دزد

5

غمت بر دل ز هر سو غارت آورد

درآمد خانه را از بام و در دزد

6

هراسم شب به کویت از رقیبان

به شبها از سگان دارد خطر دزد

7

سر درج سخن مگشای جامی

مبادا در کمین باشد گهر دزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور