غزل شمارهٔ 447

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
انت شمس البقا و غیرک فی
1

انت شمس البقا و غیرک فی

کل شی ء سواک لیس بشی

2

نیست امکان بساط بوسی تو

تا نگردد بساط امکان طی

3

نیست جز مشت گل ز کارگهت

دست کرد خلقته بیدی

4

کرده وعده دوای من لب تو

چون بجویم وفای وعده ز وی

5

کی من این وعده کرده ام گوید

این بود آخر الدواء الکی

6

با تو همدم کجا تواند بود

هرکه از خود تهی نشد چون نی

7

پی خود گم کن از میان جامی

تا رسد فیض عشق پی در پی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بانگ تسبیح بشنو از بالا

پس تو هم سبح اسمه الاعلی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 247

هر که بی‌مشورت کند تدبیر

غالبش بر غرض نیاید تیر

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 25

ای پسندیده حیف بر درویش

از برای قبول و منصب خویش

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 26

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج روزه دریابی

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 51 - پند

درویشی مُسْتَجاب‌الدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان. گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.

ای زبردستِ زیردست‌آزار

سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 11

هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.

گر نشیند فرشته‌ای با دیو

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 37

رو تن و جان خویش را بشناس

تا به قرآن رسی ز روی قیاس

شیخ محمود شبستریسعادت نامهفصل ششمبخش 3 - حق الیقین

حرز جانهاست نام دلبر ما

ما اعزاسمه و ما اعلی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور