Toggle stanza 1
دل سپردم به دلبری که مپرس
1

دل سپردم به دلبری که مپرس

سرو قدی سمنبری که مپرس

2

با رقیبان همه وفا و کرم

با اسیران ستمگری که مپرس

3

مردم چشمم از خیال لبش

شد توانگر به گوهری که مپرس

4

می‌رسد دم به دم ز غمزهٔ او

بر دلم زخم نشتری که مپرس

5

طوطی تلخ کامم از غم هجر

آرزومند شکری که مپرس

6

ای که پرسی ز قبله نظرم

طلعت ماه منظری که مپرس

7

او به خوبی سمر شد از جامی

جامی از وی سخنوری که مپرس

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور