قطعه شمارهٔ 24
شاعر: حافظ
Toggle stanza 1در این ظلمتسرا تا کی، به بوی دوست بنشینم
11
در این ظلمتسرا تا کی، به بوی دوست بنشینم
گهی انگشت بر دندان، گهی سر بر سر زانو
22
بیا ای طایر دولت، بیاور مژدهٔ وصلی
عَسَی الْاَیّامُ اَنْ یَرْجِعْنَ قَوْماً کَالَّذی کانوا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دریغا روزگار خوش که من در جنب میمونت
بدم با بخت هم کاسه، بدم با کام همزانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 5
دریغا روزگار ما و آن ایام در مهرش
همی گویم به صد زاری، سر ادبار بر زانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 6
چو یاد آرم از آن ساعت که خرم طبع بنشستم
لبم پر خنده، با یاران و با احباب همزانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 7

