شمارهٔ 5
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1دریغا روزگار خوش که من در جنب میمونت
11
دریغا روزگار خوش که من در جنب میمونت
بدم با بخت هم کاسه، بدم با کام همزانو
22
رسم گویی در آن حضرت دگرباره من مسکین
عسیالایام ان یرجعن قوما کالذی کانوا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در این ظلمتسرا تا کی، به بوی دوست بنشینم
گهی انگشت بر دندان، گهی سر بر سر زانو
حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 24
دریغا روزگار ما و آن ایام در مهرش
همی گویم به صد زاری، سر ادبار بر زانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 6
چو یاد آرم از آن ساعت که خرم طبع بنشستم
لبم پر خنده، با یاران و با احباب همزانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 7
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

