شمارهٔ 6
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1دریغا روزگار ما و آن ایام در مهرش
11
دریغا روزگار ما و آن ایام در مهرش
همی گویم به صد زاری، سر ادبار بر زانو
22
چو یاد آرم من از ایشان به هر ساعت همی گویم:
عسیالایام ان یرجعن قوما کالذی کانوا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در این ظلمتسرا تا کی، به بوی دوست بنشینم
گهی انگشت بر دندان، گهی سر بر سر زانو
حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 24
دریغا روزگار خوش که من در جنب میمونت
بدم با بخت هم کاسه، بدم با کام همزانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 5
چو یاد آرم از آن ساعت که خرم طبع بنشستم
لبم پر خنده، با یاران و با احباب همزانو
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 7
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

