Toggle stanza 1
باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
1

باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح

مفت آنان که درآیند به باغ دم صبح

2

آفتابیم، به هم دشمن و همدرد ای شمع

ما هلاک سر شامیم و تو داغ دم صبح

3

بعد آنان که قریب اند به ما نوبت ماست

آخر کلفت شبهاست فراغ دم صبح

4

زین سپس جلوه خور جای چراغان گیرد

شب اندیشه ز ما یافت سراغ دم صبح

5

پیش از این باد بهار این همه سرمست نبود

شبنم ماست که تر کرده دماغ دم صبح

6

سخن ما ز لطافت همه سر جوش میی ست

که فرو ریخته از طرف ایاغ دم صبح

7

ذوق مستی ز هماهنگی بلبل خیزد

مفگن آواز بر آواز کلاغ دم صبح

8

حق آن گرمی هنگامه که دارم بشناس

ای که در بزم تو مانم به چراغ دم صبح

9

بوی گل گرنه نوید کرمت داشت چه داشت؟

ای به شب کرده فراموش جناغ دم صبح

10

غالب امروز به وقتی که صبوحی زده ام

چیده‌ام این گل اندیشه ز باغ دم صبح

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور