غزل شمارهٔ 111
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
11
باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
مفت آنان که درآیند به باغ دم صبح
22
آفتابیم، به هم دشمن و همدرد ای شمع
ما هلاک سر شامیم و تو داغ دم صبح
33
بعد آنان که قریب اند به ما نوبت ماست
آخر کلفت شبهاست فراغ دم صبح
44
زین سپس جلوه خور جای چراغان گیرد
شب اندیشه ز ما یافت سراغ دم صبح
55
پیش از این باد بهار این همه سرمست نبود
شبنم ماست که تر کرده دماغ دم صبح
66
سخن ما ز لطافت همه سر جوش میی ست
که فرو ریخته از طرف ایاغ دم صبح
77
ذوق مستی ز هماهنگی بلبل خیزد
مفگن آواز بر آواز کلاغ دم صبح
88
حق آن گرمی هنگامه که دارم بشناس
ای که در بزم تو مانم به چراغ دم صبح
99
بوی گل گرنه نوید کرمت داشت چه داشت؟
ای به شب کرده فراموش جناغ دم صبح
1010
غالب امروز به وقتی که صبوحی زده ام
چیدهام این گل اندیشه ز باغ دم صبح
Sources
Persian text source: Ganjoor

