غزل شمارهٔ 74
Toggle stanza 1در بذل لآلی و رقم دست کریم ست
11
در بذل لآلی و رقم دست کریم ست
نی نی نی کلکم رگ مژگان یتیم ست
22
رشح کف جم می چکد از مغز سفالم
سیرابی نطقم اثر فیض حکیم ست
33
از آتش لهراسپ نشان می دهد امروز
سوزی که ز خاکم ز تو در عظم رمیم ست
44
از حرف من اندیشه گلستان خلیل ست
از روی تو آیینه کف دست کلیم ست
55
چشم و نگهت گردش جامی ز نبیذست
کلک و ورقم تاب سهیلی بر ادیم ست
66
در جستن مانند تو نظاره زبونست
در زادن همتای من اندیشه عقیم ست
77
ذوق طلبت جنبش اجزای بهارست
شور نفسم رعشه اعضای نسیم ست
88
در نطق مسیحا دمم از خصم چه باکست
در ناز ز خود می رمی از غیر چه بیم ست
99
بی پرده ستم کن رخت از باده دو رنگست
بی صرفه بنالم دلم از غصه دو نیم ست
1010
بختم ندهد کام دل غمزده غالب
گویی لب یارست که در بوسه لئیم ست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

