غزل شمارهٔ 288

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
1
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
2
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
3
گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟
4
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال
عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
5
همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب
به که بینم؟ که تویی چشمِ مرا بینایی
6
پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید
جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی
7
جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید
وین عجبتر که تو خود روی به کس ننمایی
8
گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»
وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی

وان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1854

نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی

کعبه دل شوی و در حرم جان آیی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1989

شور گمگشتگی‌ام زد به در رسوایی

حیف همت‌ که شود منفعل عنقایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2809

می زند راه دلم شکل سهی بالایی

که نمی بینمش از سروقدان همتایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

ای که در پرده به بازار جهان می آیی

ما تو بودیم ازین پیش و تو اکنون مایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 973

ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی

چشم بد دور ز روی تو که بس زیبایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 977

خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی

که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 43

دَر هَمِه دِیْرِ مُغان نیست چو مَن، شِیْدایی

خِرْقِه، جایی گِرُوِ بادِه و دَفْتَر، جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 490

بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2887

سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی

سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2890

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور