غزل شمارهٔ 145
Toggle stanza 1حبذا عشق و حبذا عشاق
11
حبذا عشق و حبذا عشاق
حبذا ذکر دوست را عشاق
22
حبذا آن زمان که پردهٔ عشق
بیخود از سر کنند با عشاق
33
نبرند از وفا طمع هرگز
نگریزند از جفا عشاق
44
خوش بلایی است عشق از آن دارند
دل و جان را درین بلا عشاق
55
آفتاب جمال او دیدند
نور دادند از آن ضیا عشاق
66
دادهاند اندرین هوس جانها
چون سکندر در آن هوا عشاق
77
بگشادند در سرای وجود
دری از عالم صفا عشاق
88
ای عراقی، چو تو نمیدانند
این چنین درد را دوا عشاق
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

