غزل شمارهٔ 12
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1عراقی بار دیگر توبه بشکست
11
عراقی بار دیگر توبه بشکست
ز جام عشق شد شیدا و سرمست
22
پریشان سر زلف بتان شد
خراب چشم خوبان است پیوست
33
چه خوش باشد خرابی در خرابات
گرفته زلف یار و رفته از دست
44
ز سودای پریرویان عجب نیست
اگر دیوانهای زنجیر بگسست
55
به گرد زلف مهرویان همی گشت
چو ماهی ناگهان افتاد در شست
66
به پیران سر، دل و دین داد بر باد
ز خود فارغ شد و از جمله وارست
77
سحرگه از سر سجاده برخاست
به بوی جرعهای زنار بربست
88
ز بند نام و ننگ آنگه شد آزاد
که دل را در سر زلف بتان بست
99
بیفشاند آستین بر هردو عالم
قلندروار در میخانه بنشست
1010
لب ساقی صلای بوسه در داد
عراقی توبهٔ سیساله بشکست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چو با ما یار ما امروز جفتست
بگویم آنچ هرگز کس نگفتهست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 352
نشاید گفتن آنکس را دلی هست
که ندهد بر چنین صورت دل از دست
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 42
مرا گویند با دشمن برآویز
گرت چالاکی و مردانگی هست
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 14
پسر گفتش اگر جاهم حرامست
بگو تا جامِ جم باری کدامست
عطارالهی نامهبخش دوازدهمالمقالة الثانی عشر
وشاقی اعجمی با دشنه در دست
به خون آلوده دست و زلف چون شست
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 68
خراباتی است پر رندان سرمست
ز سر مستی همه نه نیست و نه هست
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
ز خاک نرگسستان غنچه ئی رست
که خواب از چشم او شبنم فرو شست
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 110

