غزل شمارهٔ 2129

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترم
1

شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترم

صد شرر پرواز دارد بالش خواب از سرم

2

سیرگلشن چیست تا درمان دل‌گیرد هوس

می‌کند یاد تو از گل صد چمن رنگین‌ترم

3

تازه است از من بهار سنبلستان خیال

جوهر آیینهٔ زانو بود موی سرم

4

موج بر هم خورده است آیینه پرداز حباب

می‌توان تعمیر دل‌کرد از شکست پیکرم

5

در غبار نیستی هم آتشم افسرده نیست

داغ چون اخگر نمکسودست از خاکسترم

6

می‌روم ازخویش در هر جنبش آهنگ شوق

طایر رنگم غبار شوخی بال و پرم

7

از نزاکت نشئه‌گیهای می عجزم مپرس

کز شکست خویشتن لبریز دل شد ساغرم

8

در محیط حادثات دهر مانند حباب چشم

پوشیدن لباس عافیت شد در برم

9

همچوشبنم جذبهٔ خورشید حسنی دیده‌ام

چون نگه پرواز دارد اشک با چشم ترم

10

تخم اشک حیرتم بی‌ریشهٔ نظاره نیست

در گره چون رشته پنهان است موج‌ گوهرم

11

از خط لعل‌که امشب سرمه خواهد یافتن

می‌پرد بیدل به بال موج چشم ساغرم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

از معانی در معانی تا روم من خوشترم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1590

شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم

مهره گل گشت از گرد کسادی گوهرم

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5367

شست نقش انجم از افلاک مژگان ترم

ابر شد مستغنی از دریا ز آب گوهرم

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5368

آتش تر می‌دمد از طبع چون آب ترم

در معنی می‌چکد از لفظ معنی‌پرورم

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 23

بسکه چون طاوو‌س‌، پیچیده‌ست مستی در سرم

جام‌ها در گردش آید گر به خود جنبد پرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2126

بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم

می‌توان از موی چینی سایه ‌کردن بر سرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2127

سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم

سایهٔ دیوار مژگان که زدگل بر سرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2128

همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم

بسکه دامن چیدم از خود زیر پا آمد سرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2133

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور