Toggle stanza 1
گر از سایه یک نقش پا برترم
1

گر از سایه یک نقش پا برترم

به اقبال وهم آسمان منظرم

2

به خاکم مده منصب‌ گرد باد

مباد از تعین بگردد سرم

3

چو عنقا به رنگم خوش‌ست آینه

که خود را به چشم هوس ننگرم

4

صدا نیست در نبض بیمار من

مگرگرد بر خیزد از بسترم

5

تنک ‌مشرب ‌حسرتم‌ چون‌ هلال

ز خمیازه پر می‌شوم ساغرم

6

تعین عرق‌واری آبم نداد

جبین‌ کرد از بی‌نمیها ترم

7

چو صبح قیامت ز سازم مپرس

به ضبط نفس پرده محشرم

8

بلایی چو تکلیف پرواز نیست

قفس بشکند گر برنجد پرم

9

چو موجم خیال‌ گهر رهزن است

محیطم ازین پل اگر بگذرم

10

گه از علم دارم فغان‌ گه ز جهل

جنونهاست جیب نفس می‌درم

11

کمان وار ازین خانه‌های خیال

به هر جا رسم حلقهٔ بی‌درم

12

چه‌ گویم ز نیرنگ تجدید عشق

که هر دم زدن بیدل دیگرم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور