غزل شمارهٔ 2128

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم
1

سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم

سایهٔ دیوار مژگان که زدگل بر سرم

2

خواب نازی‌ کرد پیدا شعله از خاکسترم

بالش پرواز شد واماندگیهای پرم

3

رشتهٔ تسبیحم ازگمگشته‌های یادِ کیست

تاسری از خود برآرم صدگریبان می‌درم

4

مزد ایمایی‌که از من رنگ حرفی واکشد

معنی نشنیده‌ای افتاده درگوش کرم

5

الفت خویشم بیابان‌گردی واماندگی‌ست

هر دو عالم طی شود گامی ‌که از خود بگذرم

6

انفعال جرم سامان بهشتی دیگر است

ازنم یک جبهه خجلت آب چندین‌کوثرم

7

با چنین عصیان ز دوزخ بایدم خجلت‌ کشید

ظلم مپسندید بر آتش ز دامان ترم

8

بی‌تکلّف چون حباب از قلزم آفات دهر

چشم اگر پوشم لباس عافیت دارد پرم

9

دل به عزلت خاک شد از درد آزادی مپرس

کاش از ننگ فسردن آب ‌گردد گوهرم

10

تهمت اوهام چندین دام پیدا می‌کند

طایر رنگم‌ کجا پرواز و کو بال و پرم

11

نیستم آگه مقیم خلوت اندیشه ‌کیست

اینقدر دانم که فریادی‌ست بیرون درم

12

سیر گلشن چیست تا دامان دل‌ گیرد هوس

می‌کند یاد تو از گل صد چمن رنگین‌ترم

13

بر حلاوت بس که پیچیدم غم دردم نماند

ناله‌ها بیدل به غارت داد چون نیشکرم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

از معانی در معانی تا روم من خوشترم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1590

شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم

مهره گل گشت از گرد کسادی گوهرم

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5367

شست نقش انجم از افلاک مژگان ترم

ابر شد مستغنی از دریا ز آب گوهرم

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5368

آتش تر می‌دمد از طبع چون آب ترم

در معنی می‌چکد از لفظ معنی‌پرورم

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 23

بسکه چون طاوو‌س‌، پیچیده‌ست مستی در سرم

جام‌ها در گردش آید گر به خود جنبد پرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2126

بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم

می‌توان از موی چینی سایه ‌کردن بر سرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2127

شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترم

صد شرر پرواز دارد بالش خواب از سرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2129

همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم

بسکه دامن چیدم از خود زیر پا آمد سرم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2133

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور