غزل شمارهٔ 5
Toggle stanza 1کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
11
کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا
22
ساقیامشبچهجنون ریختبهپیمانهٔ هوش
که شکستم به دل از قلقل مینا، مینا
33
محو اوگشتم و رازم به ملاء توفانکرد
هست حیرانی عاشق لبگویا،گویا
44
داغ معماری اشکمکه به یک لغزیدن
عافیتها شد ازین آبله برپا، برپا
55
دردعشقم من و خلوتگه رازم وطن است
گشتهام اینقدر از نالهٔ رسوا، رسوا
66
نذر آوارگی شوق هوایت دارم
مشت خاکیکه دهد طرح بهصحرا، صحرا
77
دل آشفتهٔ ما را سر مویی دریاب
ای سرموی توسرکوب ختنها تنها
88
دور انسان به میان دو قدح مشترک است
تا چه اقبالکند جام لدن یا دنیا
99
تا تقاضا به میان آمده، مطلب رفتهست
نیست غیر ازکف افسوس طلبها، لبها
1010
بیدل این نقد به تاراج غم نسیه مده
کار امروزکن امروز، ز فردا، فردا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
قال من انتم قلنا فقراء غربا
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 167
رو ترش کن که همه روترشانند این جا
کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 169
به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
متع الله فوادی بحبیبی ابدا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 263
لا یغرنک سد هوس عن رایی
کم قصور هدمت من عوج الارآء
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3192

