شمارهٔ 12
Toggle stanza 1در عشقِ تو برخویشتنم فرمان نیست
11
در عشقِ تو برخویشتنم فرمان نیست
وین درد مرا به هیچ رو درمان نیست
22
گفتی: «برهی گر ز سرم برخیزی»
برخاستنم از سر جان آسان نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چون دلبر من میان دلداران نیست
او را چون جان هلاکت و پایان نیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 287
عاشق نبوَد آن که سبُک چون جان نیست
شب همچو ستاره گرد مه گردان نیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 358
چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست
این درد من سوخته را درمان نیست
عطارمختارنامهباب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوقشمارهٔ 37
چون درد ترا تا به ابد درمان نیست
گر شاد شوی به قطع جز نقصان نیست
عطارمختارنامهباب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدنشمارهٔ 8
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

