شمارهٔ 8
Toggle stanza 1چون درد ترا تا به ابد درمان نیست
11
چون درد ترا تا به ابد درمان نیست
گر شاد شوی به قطع جز نقصان نیست
22
هرگز ز طرب هیچ نخیزد بنشین
در اندوهی که هرگزش پایان نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چون دلبر من میان دلداران نیست
او را چون جان هلاکت و پایان نیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 287
عاشق نبوَد آن که سبُک چون جان نیست
شب همچو ستاره گرد مه گردان نیست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 358
در عشقِ تو برخویشتنم فرمان نیست
وین درد مرا به هیچ رو درمان نیست
عطارمختارنامهباب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشقشمارهٔ 12
چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست
این درد من سوخته را درمان نیست
عطارمختارنامهباب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوقشمارهٔ 37
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

