فی نعت النبی صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم

شاعر: عطار

این فصل در نسخه کتابخانه سلطان محمد فاتح استانبول عبارت از 322 بیت است، بیت اول و آخرش بروجه ذیل است:

محمد مقتدای هر دو عالم

محمد مهتر اولادِ آدم

وگر در خوردّ آب تو نیم من

فرا آبم مده والله اعلم

در نسخه کتابخانه موزه انگلستان بجای این فصل 17 بیت وجود دارد که اول و آخرش نیز بروجه ذیل است:

محمد کو سرافراز عرب بود

وجودش درِّ دریای طلب بود

...

چو هم دستی تو با موسیِ عمران

همی از جامِ جان خور آبِ حیوان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شدم در گوشه میخانه محرم

گرفتم گوشه ای از جمله عالم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 304

چنان مست است از آن دم جان آدم

که نشناسد از آن دم جان آدم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1500

یکی مطرب همی‌خواهم در این دم

که نشناسد ز مستی زیر از بم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1505

خداوندا مده آن یار را غم

مبادا قامت آن سرو را خم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1514

چنان مستم چنان مستم من این دم

که حوا را بنشناسم ز آدم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1542

دو منظور موافق روی در هم

همه کس دوست می‌دارند و، من هم

سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 36

رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست می‌دارند و من هم

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 353

بسی صورت بگردیدست عالم

وزین صورت بگردد عاقبت هم

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 37 - در ستایش امیرانکیانو

دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت. عاقبة‌الاَمر آن یکی عَلّامهٔ عصر گشت و این یکی عزیزِ مصر شد.

پس این توانگر به چشمِ حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی: من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مَسْکَنَت بمانده است.

سعدیگلستانباب سوم در فضیلت قناعتحکایت شمارهٔ 2

هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزَّ و جَلَّ.

پسندیده‌ست بخشایش ولیکن

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 16

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور