غزل شمارهٔ 437
Toggle stanza 1ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
11
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش
22
صد پیر قوی به حلقه میداشت
زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش
33
آمد بر ِمن شراب در دست
گفتا که به یاد من کن این نوش
44
در پرده اگر حریف مایی
چون مینوشی خموش و مخروش
55
زیرا که دلی نگشت گویا
تا مرد زبان نکرد خاموش
66
دل چون بشنود این سخن زود
ناخورده شراب گشت مدهوش
77
چون بستدم آن شراب و خوردم
در سینهٔ من فتاد صد جوش
88
دادم همه نام و ننگ بر باد
کردم همه نیک و بد فراموش
99
از دست بشد مرا دل و جان
وز پای درآمدم تن و توش
1010
یک قطره از آن شراب مشکل
آورد دو عالمم در آغوش
1111
یک ذره سواد فقر در تافت
شد هر دو جهان از آن سیهپوش
1212
جانم ز سر دو کون برخاست
در شیوهٔ فقر شد وفا کوش
1313
هر که بخرد به جان و دل فقر
بر جان و دلش دو کون بفروش
1414
ور دین تو نیست دین عطار
کفر آیدت این حدیث منیوش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دزدانه در آمد از درم دوش
افگنده کمند زلف بر دوش
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1148
دی مرغک خامه بهر نامت
بر صفحه نامه شد رقم کوش
جامیدیوان اشعاراشعار پراکندهشمارهٔ 7
امروز خوش است دل که تو دوش
خون دل ما بخوردهای نوش
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1238
ما نعره به شب زنیم و خاموش
تا درنرود درون هر گوش
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1241
رفتی و نمیشوی فراموش
میآیی و میروم من از هوش
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 336
در عشق تو ای نگار خاموش
بفزود مرا غمان و شد هوش
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 202
ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
ای جعد تو حلقه گشته بر دوش
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 208
کردم گذری به میکده دوش
سبحه به کف و سجاده بر دوش
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143

