غزل شمارهٔ 1241
Toggle stanza 1ما نعره به شب زنیم و خاموش
11
ما نعره به شب زنیم و خاموش
تا درنرود درون هر گوش
22
تا بو نبرد دماغ هر خام
بر دیگ وفا نهیم سرپوش
33
بخلی نبود ولی نشاید
این شهره گلاب و خانه موش
44
شب آمد و جوش خلق بنشست
برخیز کز آن ماست سرجوش
55
امشب ز تو قدر یافت و عزت
بر دوش ز کبر میزند دوش
66
یک چند سماع گوش کردیم
بردار سماع جان بیهوش
77
ای تن دهنت پر از شکر شد
پیشت گله نیست هیچ مخروش
88
ای چنبر دف رسن گسستی
با چرخه و دلو و چاه کم کوش
99
چون گشت شکار شیر جانی
بیزار شد از شکار خرگوش
1010
خرگوش که صورتند بیجان
گرمابه پر از نگار منقوش
1111
با نفس حدیث روح کم گوی
وز ناقه مرده شیر کم دوش
1212
از شر بگریز یار شب باش
کاندر سر شب نهند شب پوش
1313
تا صبح وصال دررسیدن
درکش شب تیره را در آغوش
1414
از یاد لقای یار بیخواب
از خواب شدستمان فراموش
1515
شب چتر سیاه دان و با وی
نعره دهلست و بانک چاووش
1616
این فتنه به هر دمی فزونست
امشب بترست عشق از دوش
1717
شب چیست نقاب روی مقصود
کای رحمت و آفرین بر آن روش
1818
هین طبلک شب روان فروکوب
زیرا که سوار شد سیاووش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دزدانه در آمد از درم دوش
افگنده کمند زلف بر دوش
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1148
دی مرغک خامه بهر نامت
بر صفحه نامه شد رقم کوش
جامیدیوان اشعاراشعار پراکندهشمارهٔ 7
رفتی و نمیشوی فراموش
میآیی و میروم من از هوش
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 336
در عشق تو ای نگار خاموش
بفزود مرا غمان و شد هوش
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 202
ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
ای جعد تو حلقه گشته بر دوش
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 208
کردم گذری به میکده دوش
سبحه به کف و سجاده بر دوش
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 437
امروز خوش است دل که تو دوش
خون دل ما بخوردهای نوش
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1238

